ناصر خسرو

19

خوان الإخوان ( فارسى )

او را از ثواب آن باشد كه نفس او آرزو كند نه آنك نفس مستجيب آرزو كند با كوتهى به آنكه او ، و از بزرگىء علم او شرف نفس او بود كه خداى تعالى مرو را - عليه السلام - گفت : « وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى » . گفت و باشد كه بدهد ترا كردگار تو تا تو خشنود شوى . اين آيت همى دليل كند كه رسول را خشنودى نبود بدان ثواب كه مر امت را دانست كه خواهندشان دادن . و معاد جاى بازگشتى باشد و هر شاگردى را بازگشت آن جهانى بدانا و آموزگار خويش برسد ، و اندر شفاعت او باشد ، چون جفت او باشد كه شفاعت از شفع گرفته‌اند و شفع بلغت عرب جفت باشد . مستجيب جفت داعى باشد و ثواب اندر شفاعت او يابد ، اگر جفتش نيك است به ثواب نيكى رسد و گر جفتش بداست بپاداش بدى رسد ، چنانك رسول مصطفى صلى اللّه عليه و آله گفت « المرء مع من أحب » مرد با آن كس است كه او را دوست دارد . اگر دوستار اولياء خداى باشد او دوست خداى باشد چنانك خداى تعالى همىگويد قوله : « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ » بگوى اى محمد كه اگر خدا را همى دوستداريد از پس من رويد تا خداى شما را دوست دارد . و هر كه پس رو دشمنان اولياء خداى باشد اندر تاريكى اوفتد و به عذاب آتش جاويدى رسد . چنانك خداى تعالى همىگويد قوله : « وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ » همىگويد : و آنها كه حق را بپوشانيدند دوستان ايشان ديوانند بيرون آرندشان از روشنائى سوى تاريكيها ايشان اهل آتش‌اند و ايشان اندرو جاودانه‌اند . و مثل علم و متعلم چون مثل علت و معلول است . از بهر آنك هركجا عالم است متعلم آنجاست و هر يكى نام خويش باضافت يار